توی دوره و زمونهای که هممون غرق اخبار و اطلاعات شدیم، بخوایم یا نخوایم بار انتشار یه قسمت زیادی از محتوا روی دوش ما است اما ما این کار رو خیلی سطحی انجام میدیم. ما مردم میتونیم مسیر انتشار یه خبر یا مطلب رو به کلی تغییر بدیم اما الان بیشتر نقش منفعلانه داریم. اگه جامعه شانس بیاره، اکثر اخبار رو همونجوری که شنیدیم نقل میکنیم؛ یعنی صرفا واسطهایم و سعی نمیکنیم چیز مفید و معتبر دیگهای بهش اضافه کنیم یا حداقل از درستی اصلش مطمئن بشیم. اگر هم جامعه خیلی شانس نداشته باشه، خودمون یه چیز ساختگی دیگه بهش وصل میکنیم تا شاید توجه بیشتری بتونیم گدایی کنیم. احتمالا ما آدمهایی که هر خبر و مطلبی رو راحت باور و بعدش خیلی مطمئن تعریف میکنن به اسم «راننده تاکسی» میشناسیم. چقدر از ما «راننده تاکسی» شدیم؟
فکتچکینگ چیه؟
قبلنا احتمالا خانومهای خونهدار بودن که با انجام وظیفهی خطیر «یک کلاغ، چهل کلاغ کردن» باعث پیچیدن شایعهها میشدن. این وسط هیچ کس نبود که خبر رو از لایههای قبلی چک کنه. همه به حرف نفر قبلی خیلی راحت اعتماد میکردن و خودشون هم یه چیزی روش میذاشتن تا محتوای غنیتر و جذابتری به نفر بعدی برسه :/. اونها شاید بیشتر به بهونهی تفریح و سرگرمی این کار رو میکردن ولی الان بیشتر پای منافع وسطه. ممکنه یه فرد یا گروه خاص از پخش شدن یه شایعه یا خبر دروغ نفع ببرن، اما مشکل اصلی اونهایین که درست بودن خبر رو فدای افزایش بازدید و مخاطب میکنن. از طرف دیگه خیلی وقتها ماییم که دوست داریم نشون بدیم که اولین نفر روی کرهی خاکی هستیم که یه خبر رو شنیدیم، پس خیلی سریع تمام افراد در دسترس رو ازش مطلع میکنیم. الان تقریبا هممون حس کردیم که خیلی وقتها کم اهمیتترین موضوع قبل از انتشار هر نوع خبر یا مطلبی، چک کردن درستی یا نادرستی اون خبر شده. حالا که خبرها از مبدا بررسی درست و حسابی نمیشن، چرا ما دیگه خودمون هم کمتر به این موضوع اهمیت میدیم؟ یعنی بریم دنبال این که از درستی چیزی که شنیدیم یا دیدیم مطمئن بشیم. این همون کاریه که خارجیها بهش میگن فکتچکینگ (Fact-Checking) و ما هم معمولا راستیآزمایی یا درستیسنجی صداش میکنیم.
چرا باید فکتچکینگ کنیم؟
مطمئنا تا الان واسه هممون پیش اومده که یه خبر یا مطلبی رو خوندیم، دیدیم یا شنیدیم که بعد از یه مدت متوجه دروغی بودنش شدیم. فکتچکینگ میخواد کاری کنه که ما نسبت به هر خبر و مطلبی شک داشته باشیم، حداقل تا زمانی که از «یه جای دیگه» تایید بشه. این «جای دیگه» باید یه صلاحیتی داشته باشه که تشخیصش بیشتر سلیقهایه. طبیعیه که هرچقدر این «یه جای دیگه»ها بیشتر بشن یا صلاحیتشون از نظر ما بیشتر باشه، میتونیم نسبت به خبر موضع دقیقتری بگیریم.
فکتچکینگ باید تو هر لایهای که یه خبر داره پخش میشه وجود داشته باشه. چرا هر هفته جمشید مشایخی داره فوت میکنه؟ چون این لایهها کار خودشون رو درست انجام نمیدن. خبرنگار خبرگزاری باید از اصل موضوع مطمئن بشه. منی که یه کانال تلگرام دارم تا قبل از این که نسبت به درست بودن خبر مطمئن نشدم نباید اون رو منتشر کنم. حتی اگه میخوام یه خبر رو برای دوستم هم بفرستم یا تو یه دورهمی بگم، حداقل یه سرچ کلی تو اینترنت دربارهش زده باشم. نتیجه همهی اینها این میشه که خبر دروغ کمتر تو جامعه پخش میشه. خبر دروغ اگه تاثیر مستقیمی توی تصمیمات و سرنوشت ما نذاره، حداقلش اینه که آرامش و ثبات ذهنی ما رو تهدید میکنه.
چرا فکتچکینگ نمیکنیم؟
ما وقت کافی واسه این کار نداریم. این جوری برای هر خبری که توی تلویزیون، تلگرام، جمع دوستامون یا تاکسی میشنویم، باید کار و زندگیمون رو تعطیل کنیم و دنبال فکتچکینگ باشیم. راه حلی که ما معمولا واسه این موضوع انتخاب میکنیم اینه که بیخیال فکتچکینگ میشیم ولی راه حل منطیقیتر احتمالا اینه که ورودی اطلاعات رو کنترل کنیم. این کنترل کردن میتونه، کم کردن راههای ورود باشه. مثلا از یه کانالی لفت بدیم، دیگه اخبار تلویزیون رو نبینیم، کمتر به سایتهای خبری سر بزنیم یا توی جمع هم اگه چیزی رو شنیدیم دایورت کنیم. هر وقت دیدیم یه ورودی به اندازهی کافی قابل اعتماد نیست، دیگه بهش اهمیت ندیم. این جوری ورودی ما بهینهتر شده پس کار راحتتره. از طرفی اگه فکتچکینگ رو بیشتر بلد باشیم، احتمالا سریعتر میتونیم از درستی خبرها مطمئن بشیم.

اما بازم باید یه سوال دیگه از خودمون بپرسیم. فرض کنیم خبر درست یا غلط باشه، واقعا تاثیر مهم و خاصی توی زندگی ما داره؟ حقیقت اینه که شاید ۹۰ درصد خبرهایی که بهشون اهمیت میدیم، واقعا تاثیر مهمی توی زندگیمون نداشته باشن. اگه تاثیری ندارن پس چرا وقتمون رو براشون تلف کنیم؟ دایورت میکنیم و خیلی راحت از کنارشون میگذریم. یه نکته دربارهی خبرهای دروغ اینه که خیلی وقتها بعد از یه مدت دروغ بودنشون معلوم میشه. پس اگه خیلی عجلهای هم نداریم، صبر کنیم تا تکلیف معلوم بشه.
اگه میخوایم یه خبر رو نقل کنیم «حتما» یه تحقیقی دربارهش بکنیم. اگه قبول کنیم که ما نسبت به هرچیزی که میگیم مسئولیم، تا یه جای خوبی از ماجرا رو رفتیم. خیلی وقتها اصلا نیاز نیست که یه خبر یا مطلب رو جای دیگه بگیم و بقیه جاها هم که مجبوریم، باید قبلش خودمون نسبت بهش مطمئن شده باشیم. خلاصهی کلام اینه که اول به ورودیهای ذهنیمون سر و سامون بدیم، بعد اگه موضوع برامون مهم نبود یا مجبور نبودیم جای دیگه ازش استفاده کنیم، بیخیالش شیم و اگه بود، بریم سراغ فکتچکینگ. با این فرمون احتمالا کار ما واسه فکتچکینگ خیلی راحتتر میشه.
چجوری فکتچکینگ کنیم؟
اول باید ببینیم خبر یا مطلب از چه جنسیه. شاید فکتچکینگ بیشتر توی حوزهی خبرنگاری و خبرهای بزرگتر کاربرد داشته باشه ولی خب اگه خیلی باهاش حال کنیم، هر خبری که بخوایم رو میتونه پوشش بده. تا یه جایی هممون بلدیم و انجامش میدیم. اگه دربارهی یه دوست یا فامیل یه چیزی بشنویم، احتمالا بهترین کاری که میتونیم انجام بدیم اینه که از خودِ طرف قضیه رو بپرسیم یا حداقل از اطرافیان نزدیکترش. کلا میخواستم بگم که فکتچکینگ توی شنیدههای روزمرهمون هم هست ولی خب اینجا بیشترِ بحث من میره سمت اخبار جدیتر.

فرض کنیم توی توییتر با همچین توییتی مواجه میشیم. نکتهی اول اینه که ببینم این موضوع اصلا واسهی ما اهمیت خاصی داره یا فقط میخوایم بعدش نوچ نوچ کنیم و غر بزنیم که مملکت فلانه و اینا. اگه دومیه بهتره بیخیالش شیم. بهونه واسه غر زدن به اندازهی کافی هست. حالا اگه واقعا موضوع مهمی بود یا مجبور بودیم جایی ازش نقل قول کنیم، ببینیم چیکار میتونیم بکنیم. اولین کار اینه که ببینیم بابایی که اینو گفته کیه اصلا. توی توییتر نوشته که خبرنگار روزنامهی شرقه. اسمش رو گوگل میکنیم و از این بابت مطمئن میشم. پس احتمالا حرفش خیلی هم بیراه نیست. بعد میبینیم که منبع داره آمارش. میتونیم به خودش پیام بدیم که منبع دقیق بده. یعنی یه لینکی که ما رو دقیقا به اونجایی که باید ببره. میتونیم خودمون بریم تو سایت مرکز آمار و ببینیم واقعا یه همچین چیزی واقعیت داشته یا نه. مثلا ممکنه به آمار نیروی کار سال ۹۶ برسیم. بعد از بررسی اون میبینیم که انگار آمار غیرواقعی نبوده و به اعداد آمارگیری نزدیکه. فقط نکته اینه که بقیهی جمعیت بیکار نیستن. بعضیهاشون جمعیت غیرفعالن، بقیه هم محصلن، کار پارهوقتِ کامل دارن یا چیزای دیگه. درستی این توییت تایید میشه. البته میفهمیم که شاید اوضاع اون قدری که فکر میکردیم هم بد نیست؛ چون اون هایی هم که کار پارهوقت دارن و ازش راضین و نمیخوان زمان کار رو بیشتر کنن تقریبا ۷ میلیون نفرن. مجموعا بیشتر از سه-چهارم کسایی که میخوان کار کنن، کار مورد نیازشون رو پیدا کردن.
چجوری سریع فکتچکینگ کنیم؟
همهی اینها یه راه حل میانبر داره. کسایی که این کار رو انجام دادن. یعنی رفتن بررسی کردن که این ادعاها درست بوده یا نه و توی سایتشون یا صفحهشون منتشر کردن. فکر کنم اولین بار سایت گمانه این کار رو کرد. بعد از اون سایت شایعات وارد کار شد ولی الان فعالیتش متوقف شده. احتمالا الان فعالترین سرویسهای ایرانی رو الان سایت فکتنامه و سایت ویکیهوآکس ارائه میدن. سایتهای خارجی هم هستن البته ولی خب احتمالا بیشتر برای شایعههای بینالمللی باید سراغ اونها رفت. با یه سرچ گوگل میتونید اونها رو پیدا کنید ولی سایت snopes رو من بیشتر پسندیدم. نکتهی مهم اینه که هرکدوم از این سایتها روی یه زمینهی خاص تمرکز دارن. «گمانه» بیشتر علمی-تاریخیه. «شایعات» بیشتر شبهههای دینی-تاریخی رو جواب میداد. «فکتنامه» روی نقل قولها و آمارها تمرکز داره. «ویکیهوآکس» هم بیشتر شایعههای تلگرام و اینستاگرام رو بررسی میکنه.
در کل وقتی به یه موضوعی رسیدیم که به نظرمون شایعه میاد، بد نیست برای این سایتها بفرستیم یا اگه مدتی از اون گذشته، توی این سایتها چک کنیم تا ببینیم اونها دربارهش چیزی گفتن یا نه. حواسمون باشه خود این سایتها هم هرچقدر سعی کنن بیطرف، علمی یا بر اساس مستندات قضاوت کنن، بازم ممکنه یه سری اشتباه کوچیک داشته باشن؛ ولی خب قطعا قابل اعتمادترن. به نظرم یه نکتهی خیلی مهم هم هست. این که هیچ کدوم از این سایتهای فکتچکینگ رو هیچوقت دنبال نکنیم. با این کار فقط داریم یه سری خبر مزخرف دیگه رو که برامون اهمیتی ندارن توی ذهن خودمون میریزیم. فقط وقتی دنبال جوابیم بریم سراغشون. معرفی من فقط از این بابت بود که مستقیم بتونیم بریم سراغشون و شاید کارمون راحتتر شه اینجوری.

یه راه حل دیگه یه سرچ معمولی و ساده تو گوگله. مثلا روزی nبار توی گروههایی تلگرامی پیام میاد که تلگرام بلاکچین منتشر شد و سریع دانلود کنید تا تموم نشده و اینا :/. خب کافیه یه «شایعه» بذاریم قبلش و تو گوگل سرچش کنیم. اصلا اگه هیچکدوم از لینکا رو باز هم نکنیم، با یه نگاه معلومه که فعلا همه چیز در حد شایعهس.

واسه عکسها هم یه راه خوب هست که احتمالا خیلیهامون میدونیم. توضیحش رو گوگل اینجا داده که حتما بخونیدش.
در نهایت اینکه از کنار اخبار و مطالبی که تاثیر مهمی توی زندگیمون ندارن (تقریبا ۹۹ درصد اخبار) خیلی راحت بگذریم و فراموششون کنیم. تا جایی که میتونیم هیچ خبری یا مطلبی رو بازگو نکنیم. واقعا خیلی وقتها یه مسابقهایه (هم توی دنیای واقعی، هم توی فضای دیجیتال) که هرکی خبر جدید بیشتری بگه احساس برنده بودن میکنه. در هر صورت اگه برامون مهم بود یا مجبور بودیم جایی ازش استفاده کنیم، حتما قبلش فکتچکینگ کنیم. راههاش به خودمون بستگی داره. اونقدری که خودمون قانع بشیم احتمالا. اگه مثلا موضوع سیاسیه، سعی کنیم منابعمون از نظر جناحی متنوع باشه تا خطای کمتری داشته باشیم.
دختری که رهایش کردی، کتابی نوشتهی جوجو مویز، خبرنگار و نویسندهی انگلیسی است.